آزادی

لابه لای تمام این همه تلخ شاد می شوم از شنیدن خبر رهایی ِ بها

اس ام اس را خواندم :" بها  آزاد شد " 

خندیدم .. اشک ریختم .. قهقه زدم .. خانه را دویدم . دوباره خواندم : " بها آزاد شد "

زمزمه ام تصحیح میکند پیغامت را : بها رها شد

با تو اشک می ریزم و شبیه به نذرت سجده میکنم رهایی اش را

هرچند می دانم هنوز راه مانده تا آزادی بها

به امید آزادی

پ ن : وقتی از هزینه و اسارت نوشتی نتوانستم بگویم نگران نباش . حتی نتوانستم آنطور که باید آرامت کنم .حسی داشتم درست شبیه به حس آن زن .

/ 15 نظر / 12 بازدید
نمایش نظرات قبلی
نوید

به به سلام .شما رفتی دیگه پیداتون نشد من خوبم شما چطورید؟

نوید

باز به من سر بزنین اگر وبلاگ دیگه ایی دارین ادرس بدین[گل]

هدی

بانو جان نمی دانم در مقابل تمام همدردی های از راه دورت چه بگویم..آرزو داشتم در همه زندانها باز می شد و همه آنها که تنها برای سخنی کلامی یا نظری دربندد رها می شدند برای همیشه شاید آن روز چندان دور نباشد

aram

به امید آزادی

م

سلام. ما دست به دست هم، چون حلقه ي زنجيريم در راه رهايي ما، خود حلقه ي زنجيريم... بانو جان...شادي تو را به هر بهانه اي جشني مي بايد... مسروريم از شما در اين چارچوب رنج...

ماني مسيحا

اميد كه به سن ما قد دهد!!!!

مهندس اینا

خیلی روزهای بدی هستند اینروزا خیلی [ناراحت]

مجید

سلام. خوشحالم که شادی . در راستای مفید بودن آپ کردم[لبخند] ببخش که دیر به دیر میام[گل]

مجید

سلام. خوشحالم که شادی . در راستای مفید بودن آپ کردم[لبخند] ببخش که دیر به دیر میام[گل]