ابو عطا

هیسسسس

گوش کن ...

می شنوی ؟؟؟

خیال از سرو کولم بالا می رود و شجریان "عشق داند" می خواند

از قلبم شروع میکنند تا به کول و سرم برسند

آنان که کمرنگ ترند سقوط میکنند

گاه در حین سقوط کردن ابوعطا به فلسفه تعیبرشان میکند و دوباره بالا می روند.

بالا می آیند ....

بالا بسط می نشینند ...

بالا می آورم

هی گفتم قاطی نخور !!!!

تلخ سِک بکش و خیال را مزه کن

اینطور .. ببین !

اااااه ...... این خیال هم که گندیده

عوووووق

 

 

پ ن : قربان سرت شوم . کجا را دارم  بنویسم به غیر اینجا ؟!؟! همین تکه زمین مجازی هم که هست از سرم زیاد است .

 

/ 21 نظر / 26 بازدید
نمایش نظرات قبلی
سمیرا

من که تازه دوباره متولد شدم شما رو تو تولد دوبارتون دیدم! پایدار باشید با خیالاتتون! همشونم گندیده نیستن که[لبخند][چشمک]

یاس

سلام واسه شروع دوباره تبریک[دست] ممنون که بهم سرزدی[گل] موفق باشی[لبخند]

مانی مسیحا

بابا تحول...بابا شاعر...بابا اوردوز!!!!! ولی خداییش بعضی وقتها قروقاطی خوردن خیلی فاز میده...همچینی میبرتت توی هپروت که نفهمی اصلا کجای کاری!!!!

مهیار

تلخ سیک کشیدن و خیال مزه کردنم آرزوست...

گل ناز

بازهم بنویس گل بانو.. [گل]

صارمی

سلام رفیق عزیزم با " لا " بروزم http://beheshtenazm.blogfa.com/

آرایش جان

سلام عالی و زیبا بود . از حضورتان خوشحال می شوم .[گل]

صارمی

سلام بانو متاسفانه با توجه به رنگ زمینه پست جدیدتون رو نتونستم بخونم .... بروزم